تبليغاتX
Oasis
آب و سایه ای در وسط بیابان
خبر می دهد از سر درون

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:24  توسط Oasis  | 

ویزای اقامتم در جزیره سرگردانی آیا باطل خواهد شد الله اعلم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 22:49  توسط Oasis  | 

فردا روزش از همون ارامش نیم بند بلند شویم و رویم به قرارگاه ابدی...و هم فیها خالدون که بد قرارگاهیست

این بود انشای من! حول محور ارامش و قرار

انتهای پیام :دی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:39  توسط Oasis  | 

اری

چرا که نه

روزی که ارمیده باشم در قرارگاهم

زیر خروار خروار ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 13:27  توسط Oasis  | 

کاش که بودم در تنهایی و بی کسی

ارام و قراری نیست الا دلواپسی

دردیست شیرین و تلخ و جانکاه

مهمان می کندم بغض را در هر نفسی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 7:41  توسط Oasis  | 

بعضی مواقع قلم قاصر است از بیان احساسات

بارها نوشتم و پاک کردم ولی نشد انچه باید میشد..اصلا مگه چیزی باید میشد؟!

غم عجیب و شیرین و جانکاه و تلخ (راحتتون کنم همه صفات رو میشه بهش اطلاق کرد!!!) در سینه دارم تا کی زمین بذارمش الله عالم

همین!

مرهم این روزهایم کـ اظم سـ احر با شعر نـ زار قبـ انی


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 21:19  توسط Oasis  | 

آرامم را قراری نیست

قرارم را آرامی نیست

نشسته ام در این کنج خرابات

ز آرام و قرار، هیچ فراری نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:26  توسط Oasis  | 

خیلی وقت بود که تصمیم گرفته بودم دیگه تو بلاگستان فعالیتی نداشته باشم. اون اوایل چه قدر ذوق و شوق داشتم و همه جا نظر می ذاشتم. فریند لیستام از مرز 100 تا هم گذشته بود. ولی بعدش برای اینکه برم از این فضا هر آپ دیگران رو که خوشم نمی اومد رو می دیدم در جا از فرند هام پاک میکردم. فرند لیستم شده بود کمتر از یک صفحه. خیلی کم وبلاگ میخوندم. خیلی محدود پیام میذاشتم. چندین و چند پست برای خدافظی گذاشتم تا بقیه اماده بشن برای رفتنم و خودم هوایی نشم که برگردم

ولی ..

ولی...

ولی یه اشتباه زد همه ی برنامه ی چند هفته ای من رو برای پاکیدن وبلاگ رو هدر داد. پاک کردن وبلاگ! بله خود پاک کردن وبلاگ! دلیلی شد برای عدم پاک کردن وبلاگ! از فرندلیست همه در اومدم و بازدید هام نصف شده . فقط دوستان گودری منو فالو میکنن. الان شدم عین روز اول که میخام این جا رو سر و سامانی بدم.  فرند لیستام به عرض یک روز رسید به دو صفحه و اصلا دلم نمیاد از این جا برم!!!

کاش پاک نکرده بودم تا همون مسیر رو که داشتم می رفتم رو ادامه میدادم!

نتیجه اخلاقی: فرق بین یک تصمیم احساسی با یک تصمیم عقلانی در خود تیتر نهفته است. پس یه بار دیگه تیتر رو بخونید و این جمله رو از Oasis به یادگار داشته باشید!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:51  توسط Oasis  | 


خودتی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:20  توسط Oasis  | 

اگر ماهی از سال بودم ... 

اردیبهشت

اگر روزی از هفته بودم ...  

پنج شنبه. علی الخصوص آخراش

اگر عدد بودم ..

7 و 23

اگر جهت بودم ...   

شمال

اگر همراه بودم ...   

فقط سونی اریکسون!

اگر نوشیدنی بودم ... 

قهوه

اگر گناه بودم

مودونوم و نُموگوم

اگر درخت بودم ...   

سبز و بزرگ

اگر میوه بودم ...  

موز، انجیر، نارگیل، خربزه

اگر گل بودم ...   

گل سرخ

اگر آب و هوا بودم ...    

هر چی بود فقط اب و هوای مشهد نه!!!

اگر رنگ بودم ...   

آبی

 اگر پرنده بودم......

عقاب

اگر صدا  بودم ...   

صدای سیاوش، چه قمیشی چه صحنه

اگر فعل بودم ...  

کردن! (بی معنی :پی!)

اگر ساز بودم ...   

ویولن... قابلمه هم خوبه که بعضی ها تو عروسی ازش استفاده میکنن مخصوصا با اون نوای فالژش..یه رقصی میشه که فقط باید بخندی! کر کر خنده ی جونِ تو!

اگر کتاب بودم ...   

بادبادک باز

اگر عضوی از بدن بودم ...  

چشم 

اگر شعر بودم ... 

بیراه رفته بودم ان شب، دستم گرفته بود و می کشید

اگر بخشی از طبیعت بودم ...   

جنگل

اگر یک حس بودم ...   

حس راحتی، ارامش، حسی که تو مسافرته


به درخواست علی 14 جان: صحنه سیاوش شمس


من خودم عاشق این اهنگم! اهنگی که بیشترین بار تو عمر گوشیدم!


گروه the ways

Beetles & John Lenon




برچسب‌ها: بازی وبلاگی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:21  توسط Oasis  |